راه‌هایی برای افزایش شانس پذیرش محصول جدید در بازار

قانع کردن بازار برای پذیرش محصول یا راه‌حل جدید، سخت‌ترین کار هر استارتاپی است، اما رعایت نکات کلیدی، شانس موفقیت محصول را افزایش می‌دهد.

کارآفرینان، همراه در تلاش هستند تا با استفاده از آخرین تکنولوژی، نیازهای پنهان مردم را برطرف کنند. محصولات قدیمی نمی‌توانند نیازهای فعلی بازار را تأمین کنند اما از طرفی محصولات جدید نیز اگر به درستی به مشتری معرفی نشوند، شانسی برای پذیرش ندارند. به‌عنوان مثال چرخ ابزاری بود که در گذشته برای حرکت درشکه‌ها استفاده می‌شد. این محصول به مرور زمان توسعه پیدا کرد و امروزه یکی از کلیدی‌ترین اجزای انواع وسایل نقلیه‌ی پیشرفته از جمله ماشین‌های الکتریکی است.

یا به‌عنوان مثال شرکت تایل (Tile) توانست راه‌حلی ساده برای یک معضل جهانی یعنی جا گذاشتن یا فراموش کردن کلیدها، تلفن همراه و سایر وسایل شخصی پیدا کند. دستگاه‌های بلوتوث این شرکت در طول زمان توسعه پیدا کردند و امروزه در قفسه‌های فروشگاه به‌صورت جداگانه یا به‌عنوان بخشی از محصول سایر شرکت‌ها به فروش می‌رسند. دلیل موفقیت تایل چه بود؟ اینکه توانست از یک سخت‌افزار ساده برای حل مشکلی غیرقابل حل استفاده کند.

قانع کردن مردم و اینکه به آن‌ها نشان دهید یک محصول جدید به‌درستی کار می‌کند، آسان نیست. لازمه‌ی متقاعد کردن مشتری این است که نشان دهید راه‌حل‌ها یا محصولات فعلی به ‌اندازه‌ی کافی خوب یا دقیق نیستند. در ادامه به معرفی راه‌هایی می‌پردازیم که شانس پذیرش محصول جدید در بازار را افزایش می‌دهند.

failed product

۱- نیازهای مشتری را درک کنید اما اهداف برند را فدای آن‌ها نکنید

مطمئنا اولین گام در طراحی یک محصول، شناسایی نیازهای مشتری است. طبق اعلام مرکز آمار Statista، حدود ۱۴ درصد از استارتاپ‌ها به‌دلیل نادیده گرفتن مشتری شکست می‌خورند. بااین‌حال نمی‌توان همواره انتظارات مشتری را برآورده کرد و تمامی بازخوردها را در نسخه‌ی بعدی محصول به کار گرفت. بهترین کار، پیدا کردن یک راه‌حل میانه با استفاده از بازخوردهای مشتری و تخصص توسعه‌دهندگان محصول است.

به‌عنوان مثال، یک شرکت تولیدکننده‌ی تجهیزات معدن را در نظر بگیرید. یکی از بزرگ‌ترین اهداف چنین شرکت‌هایی، پیدا کردن راه‌حل برای کاهش مدت زمان بیکاری ماشین است. حال تصور کنید شرکتی بعد از درخواست مشتری‌ها و با استفاده از سنسورهای ماشین، مدت زمانی بیکاری تجهیزات را کاهش داده است. مشتری‌ها تصور می‌کنند این ویژگی با کمک ردیابی موقعیت انجام شده است و بنابراین همه‌ی آن‌ها می‌خواهند روی محصول خود، یک موقعیت‌یاب یا GPS داشته باشند.

کارشو

کسب و کار اینترنتی

کار در منزل

شغل اینترنتی

کسب درامد در منزل

کسب درآمد اینترنتی واقعی

کسب درآمد از طریق اینترنت

درآمد اینترنتی

کسب درآمد اینترنتی

بیت کوین

GPS عمر باتری را کاهش می‌دهد و در ماشین‌هایی مانند حفرکننده‌ها کاربرد ندارند. بااین‌حال شرکت به نظر مشتری‌های خود اهمیت می‌دهد و یک نسخه‌ی محدود GPS به ماشین‌هایش اضافه می‌کند؛ زیرا گوش دادن و اجرایی کردن کامل بازخورد مشتری، آن‌ها را از هدف اصلی دور می‌کند.

۲- روی پررنگ‌ترین دلایل نارضایتی تمرکز کنید

مشتری‌های مستأصل، بهترین مشتری‌های برند هستند زیرا حاضرند هر راه‌حل جدیدی را امتحان کنند. اوبر بهترین مثال برای توضیح این نکته است. ایده‌ی تاکسی آنلاین اوبر نه‌تنها مشکل ترافیک در رویدادهای شلوغ مانند کنسرت و مسابقات ورزشی را حل کرد بلکه فرایند تاکسی گرفتن را نیز راحت‌تر کرد. درواقع اوبر صنعت تاکسی‌های سنتی و قدیمی را متحول کرد. راه‌حل جدید اوبر، جایگزین خوبی برای یک راه‌حل قدیمی شد و دید مردم نسبت به حمل‌ونقل را عوض کرد. در این مثال مشتری‌های مستأصل و ناامید از روش‌های قدیمی، به مشتری‌های هدف تبدیل شدند.

product

۳- در مسیر خود باقی بمانید

گاهی‌اوقات استارتاپ‌ها وسوسه می‌شوند هر نوع خدماتی را به مشتری‌های خود ارائه دهند. حتی موفق‌ترین شرکت‌ها مانند تسلا نیز ممکن است چنین اشتباهی مرتکب شوند. تسلا در اواخر سال ۲۰۱۶، یک شرکت فعال در زمینه‌ی انرژی خورشیدی را به قیمت ۲.۶ میلیارد دلار خرید و با این کار بازار سهام را نسبت به خود بدبین کرد. تسلا با این حرکت قصد داشت به شرکتی پیشرو در ساخت باتری تبدیل شود اما نتیجه‌ی نهایی خوب نبود و کارشناسان به این نتیجه رسیدند که تسلا بهتر است روی مسیر اصلی خود یعنی ساخت ماشین‌های منحصربه‌فرد متمرکز بماند.

۴- شانس پذیرش محصول را افزایش دهید

راه‌حل‌های تضمین‌نشده، با استقبال خوبی از سوی بازار روبه‌رو نمی‌شوند زیرا تا زمانی‌که تمام جنبه‌های راه‌حل جدید بررسی نشده است، مردم تمایلی به امتحان کردن آن ندارند. به‌عنوان مثال، خریدن تشک جدید هزینه‌ی زیادی دارد و اغلب مردم هنگام انتخاب تشک جدید، سراغ برندهای ناشناخته و تضمین‌نشده نمی‌روند. بااین‌حال شرکت Casper ایده‌ی جالبی برای این مشکل داشت. آن‌ها به مشتری‌ها اجازه می‌دادند ۱۰۰ شب کیفیت محصول را امتحان کنند و درواقع با این روش، ریسک خریدن تشک به‌صورت آنلاین را برای مشتری از بین بردند. امروزه درآمد این شرکت از مرز ۶۰۰ میلیون دلار عبور کرده است و پیشنهادهای خوبی از سوی سرمایه‌گذاران بزرگ دارد.

hiring

۵- هم نیروهای باتجربه و هم نیروهای کم‌تجربه را استخدام کنید

تجربه‌ی کاری بسیار مهم و باارزش است اما نباید مهارت و توانایی‌های نیروهای کم‌تجربه‌تر را نادیده گرفت. نیروهای کم‌تجربه، نمی‌توانند نتیجه‌ی راه‌حل‌های قدیمی را پیش‌بینی کنند و به همین دلیل به مسائل با نگرشی جدید نگاه می‌کنند. به‌عنوان مثال، یک متخصص فروش باتجربه، به‌خوبی با مشتری‌ها ارتباط برقرار می‌کند اما به‌دلیل طرز فکر قدیمی نمی‌تواند راه‌حل‌های جدید را به خوبی درک کند و به‌کار بگیرد. به همین دلیل هنگام استخدام نیروهای جدید مطمئن شوید که آیا این افراد حاضر هستند روش‌های قدیمی را کنار بگذارند و از روش‌های جدیدتر برای حل مسائل استفاده کنند یا خیر.

متحول کردن بازار، کار آسان و راحتی نیست اما با تمرکز کردن روی هدف نهایی و رعایت نکات مهم می‌توان عملکرد خوبی در این چالش داشت.

منبع

برای پیروزی در رقابت‌ پرمخاطره، از تصمیم‌گیری سریع اجتناب کنید

شرکت‌های امروزی نمی‌توانند منتظر آینده‌ای باثبات بمانند؛ زیرا جوّ حاکم بر بازارهای رقابتی فعلی، با شرایط نامطمئن و ساختارشکنی غیرمنتظره‌ای همراه است.

از مدت‌ها پیش، متخصصان و کارشناسان مشاور به شرکت‌های خود توصیه می‌کردند: «پیش از اینکه اسیر تحولات بازار شوید، خودتان تحول‌گرا شوید» یا «مسئولیت استراتژی و اجرا را به‌عهده‌ی پیشروترین کارمندان بگذارید». این مشاوره‌ها در عمل کارایی خود را نشان می‌دهند. اگر به تاریخ نیروهای نظامیارتشی جهان نگاه کنیم، شاید شواهد بسیار مفیدتری در‌این‌زمینه بیابیم: شواهدی آن را «رقابت مبتنی بر سرعت» می‌نامیم.

سال ۱۹۷۶، جان بوید، سرهنگ نیروی هوایی آمریکا، توضیح داد چرا خلبانان جنگنده‌های آمریکایی درمقایسه‌با همتایان کره‌ای خود از ضریب کشتار (Kill Ratio) بیشتری برخوردار بودند (نسبت ۱۰ به یک). در آن زمان، باور عمومی بر این بود که خلبانان آمریکایی بسیار بهتر تعلیم‌ دیده‌اند. اگر چنین ایده‌ای درست بود، پیروزی‌هایی که در جنگ رویارو با هواپیماهای جنگی حاصل می‌شد، توزیع یکنواختی بین همه‌ی خلبانان آمریکایی داشت؛ اما این‌طور نبود. عمده‌ی پیروزی‌ها حاصل عملکرد چند خلبان معدود بود و اکثر خلبانان دستاورد فوق‌العاده‌ای نداشتند و برخی از آن‌ها نیز کاملا شکست‌ خورده بودند.

ooda loop fighters

آموزش خلبان و قابلیت‌های ذاتی هر خلبان و خود جت‌ها، عوامل مهم نتایج یادشده بودند. اتاقک خلبان هواپیماهای آمریکایی F-86 درمقایسه‌با هواپیمای میگ ۱۵ دشمن، میدان دید بسیار بهتری داشت و در سرعت‌های زیاد، مانوردادن با آن بسیار ساده‌تر بود. همان‌طورکه بوید می‌گفت، این مزایای فنی درکنار مهارت‌های چند خلبان عالی باعث شده بود نیروی هوایی آمریکا درمقابل مانورهای دشمن، با سرعت بیشتری واکنش نشان دهد و خلبانان دشمن از این سرعت گیج شوند و بیش‌ازحد یا کمتر از نیاز واکنش نشان دهند. این مشکل با پیشرفت جنگ افزایش یافت و درنهایت، خلبانان کره‌ای قدرت کنترل اوضاع را از دست دادند. به‌گفته‌ی بوید، کسی زنده می‌ماند که بتواند سریع‌ترین نرخ تغییرات را کنترل یا مدیریت کند. نظریه‌ی او، لوپ OODA یا مشاهده، جهت‌یابی، تصمیم‌گیری و اقدام (Observe-Orient-Decide-Act) نامیده شد.

گرچه تفاوت‌های بین هواپیماهای جنگی و اداره‌کردن شرکت کاملا بدیهی است، مدل حلقه‌ی OODA برای درک شرایط نامطمئن محیط‌های کسب‌وکار امروزی مفید واقع می‌شود. شرکت‌های تحول‌گرا و پیشرو رقبای خود را با حلقه‌ای پویا و مشابه زیرفشار قرار می‌دهند. آن‌ها مداوم چشم‌انداز را بررسی می‌کنند، جهت حرکت خود را متناسب با شرایط جدید تنظیم می‌کنند، درباره‌ی واکنش خود تصمیم‌گیری و سریع اقدام می‌کنند. سپس، دوباره متشکل می‌شوند و فرایند مذکور را تکرار می‌کنند. این بار حلقه‌ی SODA در ترکیب با تجربه و تخصص، خود را تشدید می‌کند و سرعت جریان بیشتر و بیشتر می‌شود. شرکت‌های بازمانده می‌توانند و باید تلاش کنند بازی مشابهی در پیش بگیرند.

بیایید نگاه نزدیک‌تری به عملکرد حلقه‌ی SODA بیندازیم:

China’s Alibaba

اسکن و مرور و بررسی: ازآنجاکه رقبا و فناوری‌ها و بازارها می‌توانند به‌سرعت تغییر کنند، شرکت‌ها باید به‌صورت منظم چشم‌انداز و افق پیش روی خود را به‌منظور یافتن فرصت‌ها و تحولات بالقوه اسکن کنند. شرکت‌ها باید روندهای جدید، رفتارهای جدید مشتریان، هنجارشکنی‌ها، رقبای نوظهور و تغییرات الگوی تقاضا را بیابند.

شرکت علی‌بابا، بازارگاه عظیم آنلاین چین، با هدف اسکن رفتار مشتریانش، روزانه یک پتابایت داده‌ی مصرف‌کنندگان را ثبت و تجزیه‌وتحلیل می‌کند. این آگاهی و بینش موتور نوآورانه و قدرتمندی راه‌اندازی می‌کند که نتیجه‌ی آن، جریان مداوم محصولات و پلتفرم‌های جدید است. به‌طورمشابه، آمازون نیز به‌دنبال مقوله‌ها و گروه‌های جدید و ساختارشکن خرده‌فروشی است. آمازون این مقوله‌ها را به دنیای آنلاین می‌آورد، هزینه‌ی آن‌ها را کاهش می‌دهد، آن‌ها را کارآمدتر می‌کند و درنهایت، خدمات خود را بهبود می‌بخشد.

به‌دنبال نقاط عطفی باشید که نشان می‌دهند روند یا فناوری جدیدی در‌حال‌ظهور است. به‌عنوان‌ مثال، انفجار تقاضای جهانی در بخش رباتیک در پی علائم هشداردهنده‌ای نظیر قیمت‌ها و عملکرد جدید و همچنین آستانه‌ی پذیرش فناوری‌های مرتبط رخ داد. همه‌ی این علائم نشان می‌دادند باید منتظر نقطه‌ی عطف تازه‌ای باشیم. شرکت‌هایی که مداوم چشم‌انداز صنایع را مرور و بررسی می‌کنند، تمرکز خارجی خود را حفظ می‌کنند و در هیچ شرایطی، شگفت‌زده یا مغرور نمی‌شوند.

Orient

جهت‌یابی: شرکت‌ها پس از شناسایی منابع بالقوه‌ی فرصت یا تحول، باید مزایای رقابتی خود را بررسی و برآورد و استراتژی جدید را بر این مبنا تنظیم کنند؛ مزایایی که تازه کسب کرده‌اند یا از دست‌ داده‌اند. انجام این کار مستلزم یک تیم رهبری با افکار و ایده‌های متنوع است که بتواند سناریوهای مختلف را تجزیه‌وتحلیل کند و گزینه‌های دردسترس را بررسی و واقع‌بینانه ارزیابی کند و به افق‌هایی فراتر بدیهیات چشم داشته باشد.

مجموعه مقالات کارشو :

کسب و کار اینترنتی

کار در منزل

شغل اینترنتی

کسب درآمد اینترنتی

کسب درآمد از طریق اینترنت

درآمد اینترنتی

کسب درآمد اینترنتی

کسب درآمد از یوتیوب

منظور از «گزینه‌های دردسترس» چیست؟ پاسخ این پرسش کاملا به شرایط بستگی دارد: توسعه و آزمایش محصولی جدید، حرکتی تهاجمی برای مقابله با تهدید پیش رو، مجموعه جدیدی از مهارت‌ها و قابلیت‌ها یا ادغامی سریع برای ورود به بازار جدید امیدوارکننده. ارزیابی گزینه‌های دردسترس و نحوه‌ی تأثیر آن‌ها بر استراتژی فعلی، مستلزم زمان و دیسیپلین و درک مشترکی از وضعیت کلی ساختار رهبری است. این فرایند متوقف نمی‌شود و برای همیشه ادامه می‌یابد.

تصمیم‌گیری: برای برنده‌شدن در بلندمدت و اجتناب از شکست، باید درباره‌ی عوامل مهمی که مزیت رقابتی را تعیین می‌کنند، آگاهی واضحی داشته باشیم. تیم اجرایی باید فهرستی کوتاه از سؤالات حیاتی درزمینه‌ی کسب‌وکار را شناسایی کند؛ سؤالاتی که پاسخ آن‌ها استراتژی شرکت را شکل می‌دهد. برخی از پرسش‌های بالقوه عبارت‌اند از:

مشتریان هدف ما چه کسانی هستند و نیازهای آن‌ها چگونه تغییر می‌کند؟ آیا در طول زمان، بخش‌های دیگری از مشتریان برای ما جذاب‌تر می‌شوند؟ اگر پاسخ مثبت است، چگونه می‌توانیم مشتریان را به‌شیوه‌ای سودآور از رقبا برنده شویم؟ آیا از نیروها و مهارت‌ها و قابلیت‌های لازم برخوردار هستیم؟ در چه حوزه‌هایی آسیب‌پذیرتر هستیم و چرا؟ معمولا فرایند پاسخ‌دادن به این سؤالات، به تصمیم‌های استراتژیک و اولویت‌های روشن منجر می‌شود.

Zappos

عمل‌کردن: اگر می‌خواهیم گام‌های سریعی برداریم، باید استراتژی خود را سریع اجرا کنیم. دراین‌زمینه شرکت‌های بزرگ، ضعیف‌تر از شرکت‌های کوچک و چابک هستند. برای غلبه بر این مشکل، تیم رهبری شرکت‌های بزرگ باید مقصد استراتژیک کسب‌وکار را به ساده‌ترین و واضح‌ترین زبان برای همه‌ی اعضای سازمان شرح دهد. کارمندان تمام سطوح با یکدیگر هم‌تراز و هماهنگ شوند و تصمیمات بهتری با سرعت بیشتر اتخاذ کنند.

به‌عنوان‌ مثال، شرکت زاپوس، خرده‌فروشی آنلاین کفش و لباس که در سال ۲۰۰۹ به تملک شرکت آمازون درآمد، یک مأموریت مهم را دنبال می‌کند: خوشحال‌کردن مشتریان. نمایندگی‌های خدماتی زاپوس می‌توانند هر کاری که برای رسیدن به این مأموریت لازم است، بدون اجازه‌گرفتن از مدیران خود انجام دهند. بنابراین، آن‌ها هزینه‌ی محصولات معیوب را به مشتریان بازمی‌گردانند، محصولات را به‌رایگان تعویض می‌کنند، برای مصرف‌کننده‌ای که به بیماری مادر خود اشاره‌ کرده، گل می‌فرستند و وقت زیادی برای تماس‌های تلفنی مشتریان صرف می‌کنند تا مشکلات آن‌ها را به‌طورکامل حل کنند.

به‌منظور هماهنگی و اقدامات سریع، باید مأموریت‌های فردی و تیمی کارمندان را با مأموریت و استراتژی کلی شرکت، مطابقت دهیم. هرگونه ناسازگاری میان اهداف و منابع و محدودیت‌ها باید در سریع‌ترین زمان ممکن شناسایی و رفع شود تا زمان و تلاش سازمان هدر نرود.

بسیاری از شرکت‌ها وقت زیادی برای اموری صرف می‌کنند که به کاهش سرعت کارمندان و اتلاف منابع منجر می‌شود و درنهایت، ارزش کمی ایجاد می‌کند. رقبای مبتنی‌بر سرعت، نظیر علی‌بابا و آمازون و زاپوس به‌خوبی می‌دانند برای اجتناب از شکست یا توقف، همیشه باید تمرکز اصلی خود را روی عوامل پشت مزایای رقابتی حفظ کنند و هرگز از این فرایند دست نکشند. اگر متوقف شوید، شما هم هدف محسوب می‌شوید.

منبع

افسانه‌های استراتژی؛ شماره ۶: استراتژی توسط مدیران ارشد تنظیم می‌شود

مدیران ارشد و مقامات بالارده، هرگز به‌تنهایی نمی‌توانند همه‌ی مسائل پیچیده‌ی سازمانی را درک کنند و لزوماً هوشمندانه‌تر از سایر افراد هم عمل نمی‌کنند.

یادگیری، موتور محرکه‌ی پیشرفت است. همیشه در طول زمان، ادراک و بینش‌های جدیدی ظهور می‌کند که جایگزین باورهای قدیمی می‌شود. به همین ترتیب ما از دوران کودکی، به بلوغ و بزرگ‌سالی قدم می‌گذاریم، یا شرکت‌ها توسعه و رشد پیدا می‌کنند، یا علم پیشرفت می‌کند. اما اعمال این نظریه در حوزه‌ی استراتژی کار ساده‌ای نیست. البته در طول سال‌ها، بینش‌های جدیدی ارائه‌ شده‌اند، اما سطوح یادگیری واقعی به‌طرز شگفت‌انگیزی پایین است. مشکل اصلی، در ۱۰ باور نادرست و بازدارنده ریشه دارد که ما از چندین دهه‌ی قبل، به آن‌ها پایبند مانده‌ایم. در این مطلب ششمین افسانه‌ی استراتژی را بررسی می‌کنیم: استراتژی توسط بالاترین مقامات تنظیم می‌شود.

The Myth

افسانه

مفهوم افسانه‌ی ششم، بی‌شباهت به اولین افسانه‌ی استراتژی نیست. بخشی از افسانه‌ی اول (استراتژی پیرامون جنگ تنظیم می‌شود)، به هنر عمومی‌نگری استراتژی دلالت داشت. ایده‌ی افسانه‌ی ششم نیز استراتژی را موضوعی قلمداد می‌کند که به بالاترین مقامات مربوط می‌شود. بر این اساس بسیاری از تعاریف استراتژی، به تعریف جورج اشتاینر در کتاب برنامه‌ریزی استراتژیک بازمی‌گردند. اشتاینر، استراتژی را چیزی یا کاری می‌داند که «مدیریت ارشد انجام می‌دهد.»

سال ۲۰۰۷، مطالعات سه محقق (نگ، هامبریک و چن) در مجله‌ی مدیریت استراتژیک منتشر شد. این مطالعات نشان می‌داد که یک‌سوم تعاریف استراتژی، مرجع استراتژی را مقام‌های بالا رتبه‌ی سازمان نظیر مدیرعامل، مدیر اجرایی، رهبران، مدیران ارشد و تیم‌های مدیریت عالی معرفی می‌کنند.

به‌طور خلاصه، ایده‌ی افسانه‌ی ششم این است که افرادی که در رتبه‌های بالای سازمان قرار دارند، مسئولیت تنظیم استراتژی را نیز به عهده‌ دارند. در مراحل بعد، استراتژی به سطوح پایین‌تر سازمان ابلاغ‌ شده، برحسب زمینه‌ی کاری افراد، تفسیر و سپس اجرا می‌شود. استراتژی فوق کارآمد است، زیرا مقامات ارشد، از افق دید بهتر و بینش جامع‌تری برخوردار هستند. بنابراین می‌توانند جهت عمومی سازمان را تعیین کنند. سایر سازمان هم مسئولیت جزئیات و اجرای استراتژی را به عهده دارد.

The master strategist hardly exists

چرا این ایده اشتباه است؟

مانند همه‌ی افسانه‌های دیگری که در قسمت‌های قبل بررسی کردیم، افسانه‌ی ششم نیز خالی از واقعیت نیست. کاملاً منطقی به‌نظر می‌رسد که برخی از افراد، دیدگاه بهتری برای نظارت بر سازمان داشته باشند و برخی مقامات، بهتر از سایرین متوجه شوند که سازمان به کدام جهت حرکت می‌کند. همچنین منطقی است که این افراد، در بین مدیران ارشد حضور داشته باشند. اما این ایده که تنظیم استراتژی در انحصار گروه محدود یا حتی مقالات بالارتبه است، به دلایل مختلف نادرست است:

۱- طراحی و اجرای استراتژی، قابل‌تفکیک نیستند: طبق ایده‌ی افسانه‌ی ششم، مسیر ساخت و اجرای استراتژی در طول زمان و در یک سازمان، از یکدیگر جدا می‌شود. به عبارتی، در مرحله‌ی اول، استراتژی در سطوح بالای سازمان شکل می‌گیرد و پس‌ازآن، اعضای سطوح پایین‌تر باید آن را اجرا کنند. اما این ایده، نه در گذشته کارایی داشته است و نه در دنیای بی‌ثبات، سرشار از عدم قطعیت، پیچیده و مبهم امروزی (جهان VUCA) به نتیجه می‌رسد. حتی می‌توانیم بگوییم که این تفکیک، مهم‌ترین عامل نرخ بالای شکست استراتژی‌ها است. طراحی و اجرای استراتژی، باید در تعامل مؤثر و دائم باشند. به‌این‌ترتیب یک چرخه‌ی مثبت پدیدار می‌شود که در آن ایده‌ها و اقدامات به‌طور مداوم یکدیگر را تقویت می‌کنند.

۲- به‌سختی می‌توان کسی را استاد یا متخصص عالی استراتژیست نامید: ما انسان‌ها عاشق قهرمانان هستیم، یعنی افرادی که از مهارت‌های فوق‌العاده‌ای برخوردار هستند و در زمینه‌های مختلف، بسیار فراتر از ما پیش می‌روند. اما در دنیای واقعی، به‌ندرت می‌توانیم چنین افرادی را در حوزه‌ی استراتژی بیابیم. فریدمن این واقعیت را «افسانه‌ی استاد استراتژیست» می‌نامد. برخلاف چیزی که ما انتظار داریم، بیشتر رهبران از چشم‌انداز عالی و همه‌جانبه‌ای بهره نمی‌برند. نکته‌ی مهم این است که تصورات و انتظارات واهی، هم به ما و هم به مدیران ارشد آسیب می‌زند. ما ناامید و دلسرد می‌شویم، زیرا آن‌ها نمی‌توانند انتظاراتمان را برآورده کنند. آن‌ها نیز دائماً تحت‌فشار هستند، زیرا ما از آن‌ها انتظارات بالایی داریم.

Intelligence and ideas don

۳- هوش و فراست و ایده‌پردازی، ارتباطی با درجه و مقام ندارد. اگر کسی بخواهد متخصص استراتژی شود، به فراست و ایده‌پردازی عالی نیاز دارد. بنابراین ایده‌ی افسانه‌ی ششم این است که مقامات رده‌بالای سازمان، از خرد و ایده‌های غنی‌تری نسبت به سایر اعضای سازمان برخوردار هستند. اما هیچ مدرکی برای اثبات این ادعا وجود ندارد. تاکنون هیچ تحقیقات و مطالعاتی ثابت نکرده است که هوش و ایده‌ی افراد، به رتبه و مقام آن‌ها بستگی دارد. بی‌شک همه‌ی افراد هوش و فراست یکسانی ندارند. اما در هر سازمان، ممکن است افراد زیادی باهوش‌تر از مقامات ارشد خود باشند و در طراحی ایده‌های استراتژیک نیز بهتر عمل کنند.

۴- شبکه‌ها و گروه‌ها، مسلط‌تر از افراد هستند. هنگامی‌که گروه‌های مردم، تعامل مناسبی با یکدیگر دارند، در اموری نظیر تجزیه‌وتحلیل و تصمیم‌گیری بهتر از افراد تنها عمل می‌کنند. این موضوع در مورد تیم‌ها، سازمان‌ها و اجتماعات بزرگ نیز صادق است. آلوسون و اسپایسر، عکس این نظریه را «پارادوکس حماقت» نامیده‌اند، بدین معنی که سازمان‌ها می‌توانند به شیوه‌ای بسیار احمقانه‌تر از افراد عمل کنند. اما اگر گروه‌ها از تعاملات درونی خوبی برخوردار باشند، بسیار هوشمندتر از افراد خواهند بود. اگر واقعیت یادشده را در مورد استراتژی لحاظ نکنیم، کاملاً به بیراهه می‌رویم.

۵- مسائل پیچیده‌تر از آن هستند که صرفاً به بخش مدیریت ارشد واگذار شوند. چه در سطح سازمانی و چه در سطح جهانی، ما با پیچیدگی فزاینده‌ای رو‌به‌رو هستیم. میزان پیچیدگی بسیار فراتر از آن است که سازمان، به‌تنهایی آن را درک و کنترل کند. به بیان ساده، این موضوع که مقامات ارشد یک سازمان می‌توانند سخت‌ترین مسائل پیچیده را درک کنند، به یک افسانه شبیه است. همه‌ی سازمان‌هایی که در بازارهای بسیار رقابتی حضور دارند، برای بقا و پیشرفت، به کمک همه‌ی اعضای خود نیاز دارند. آن‌ها نه‌فقط برای تولید و عرضه‌ی خدمات، بلکه برای طراحی و تنظیم و اجرای استراتژی نیز باید از تلاش و ایده پردازی همه‌ی پرسنل خود استفاده کنند. سازمان‌ها در چنین دنیای پیچیده‌ای، هرگز نمی‌توانند موضوعی به مهمی استراتژی را فقط به مدیران و مقامات ارشد بسپارند.

idea

حرف آخر

بی‌تردید تاکنون بسیاری از سازمان‌ها متوجه شده‌اند که استراتژی، فعالیتی نیست که صرفاً به مدیران ارشد محدود شود. آن‌ها در تنظیم استراتژی، از همفکری مدیران میان‌رده و مشاوره با دیگران نیز بهره می‌برند و به‌جای رویکرد سنتی «نشت به پایین»، یک رویکردهای مشارکتی را دنبال می‌کنند. بااین‌حال هنوز هم باور و فرض عمومی، مدیریت عالی را مسئول اصلی تنظیم استراتژی می‌داند.

چه اتفاقی رخ می‌دهد اگر ما این ایده را کاملاً کنار بگذاریم و فرض کنیم که تنظیم استراتژی، به عهده‌ی همه‌ی افراد است؟ شاید کمی عجیب و موهوم به نظر برسد. اما اگر بیشتر فکر کنیم، می‌بینیم که ایده‌ی فعلی عجیب‌تر از گزینه‌ی پیشنهادی دوم است. ایده‌ی فعلی، مسئولیت طراحی و تنظیم استراتژی را به مدیران عالی واگذار می‌کند. اگر به‌درستی استراتژی را یکی از مهم‌ترین مقولات سازمانی بدانیم، افسانه‌ی ششم به این معنا است که هرچه اهمیت یک موضوع بیشتر شود، افراد کمتری در مورد آن تصمیم‌گیری می‌کنند. آیا این تفکر، غیرمنطقی و موهوم‌تر از گزینه‌ی «مسئولیت بخشیدن به همه‌ی افراد» نیست؟

مجموعه مقالات رسانه امین :

پول درآوردن

راه های پولدار شدن

بهبود سئو سایت

کسب و کار

قرار گرفتن در صفحه اول گوگل

ابزارهای سئو

کسب درآمد میلیونی از سایتهای خارجی

کسب و کار اینترنتی 

درآمد اینترنتی

ایده های پولساز

آموزش بازاریابی اینترنتی

بحث در مورد چگونگی اجرای پیشنهاد فوق، فراتر از یک مقاله‌ی ساده است. اما توصیه می‌کنیم به انواع مدل‌های مدیریت کیفیت نگاهی داشته باشید. یکی از مهم‌ترین عناصر رویکردهایی مانند «مدیریت کیفیت جامع»، «بهبود مستمر»، «تولید ناب»، «شش سیگما» و نظیر آن، این است که نه‌فقط یک تیم یا یک دپارتمان، بلکه همه‌ی اعضای سازمان مسئول کیفیت محصولات هستند. همه‌ی افراد، از افق فکر و دیدگاه خودشان مسئول‌ هستند. این ایده می‌تواند در مورد استراتژی نیز صادق باشد.

منبع

راهنمای جامع ویدئو مارکتینگ

بازاریابی ویدئویی، یکی از محبوب‌ترین و پربازده‌ترین روندهای بازاریابی امروزی است که بیش از هر کمپین دیگری، نرخ تعاملات کاربران را افزایش می‌دهد.

زمانی‌که می‌خواهید برای بودجه و تلاش‌های بازاریابی شرکت، برنامه‌ریزی کنید، با انتخاب‌های متعددی رو‌به‌رو می‌شوید. بسته به بودجه، اهداف، جدول زمانی و متغیرهای دیگر، احتمالاً روی استراتژی‌هایی مانند پرداخت بابت هر کلیک (PPC)، بهینه‌سازی موتور جست‌وجو (SEO)، رسانه‌های اجتماعی و شاید بازاریابی ایمیلی متمرکز می‌شوید. بااین‌حال اگر به‌دنبال راهی برای افزایش آگاهی از برند خود هستید، باید راه جذاب‌تری برای ارتباط با مشتریان پیدا کنید. شما باید داستانی را برای مخاطبان خود تعریف کنید که مأموریت و هدف برند را به‌طور دقیق به تصویر بکشد. بهترین راهکاری که در سال ۲۰۱۹ شما را به این مقصد می‌رساند، سرمایه‌گذاری روی بازاریابی ویدئویی یا Video Marketing است. اگر تابه‌حال در مورد بهره‌گیری از ویدئو به‌عنوان ابزاری که شما را به اهداف شرکت نزدیک‌تر می‌کند فکر نکرده‌اید، حالا زمان مناسبی است:

  • مردم به کمک ویدئو و ابزارهای بصری، ۶۵ درصد اطلاعات را به مدت سه روز یا بیشتر در ذهن نگه می‌دارند.
  • تمایل مصرف‌کنندگان به مشاهده‌ی ویدئوهای بازاریابی، ‌چهار برابر تمایل آن‌ها به مطالعه‌ی اطلاعات متنی است.
  • زمانی‌که پست‌های شبکه‌های اجتماعی حاوی ویدئو هستند، تعامل ارگانیک کاربران را به‌شدت افزایش می‌دهند.
  • بازدهی مالی محتوای ویدئویی، تقریباً ۱۲ برابر ترکیب متن و تصویر است.
  • در حال حاضر ۸۷ درصد از بازاریابان آنلاین، در استراتژی‌های خود از ویدئو مارکتینگ استفاده می‌کنند.

همچنین شرکت‌هایی که در بازاریابی خود ‌از محتوای ویدئویی استفاده می‌کنند ۲۷ درصد نرخ کلیک (CTR) و ۳۴ درصد نرخ تبدیل بیشتری دارند و درآمد سالانه‌ی آن‌ها نیز تا ۴۹ درصد رشد سریع‌تری را تجربه می‌کند.

Video Marketing

ویدئو مارکتینگ چیست؟

شاید در نگاه اول، ویدئو مارکتینگ فرایند‌ی مبهم، گران و پیچیده‌ای به نظر برسد، ولی واقعاً این‌طور نیست. ویدئو مارکتینگ می‌تواند به‌سادگی ِتصویربرداری ازطریق تلفن همراه و اضافه کردن موسیقی مناسب و لوگوی شرکت باشد. بهتر است در این زمینه از تعابیر غیرضروری اجتناب کنیم: بازاریابی ویدئویی یعنی ویدئو را به شیوه‌ای به استراتژی بازاریابی خود اضافه کنید که نرخ شناخت و آگاهی از برند شما افزایش پیدا کند. همه‌ی ویدئوهای دارای اسپانسر که در شبکه‌های اجتماعی به‌صورت پاپ آپ (Pop Up) مشاهده می‌کنید، خبرنامه‌های ایمیلی که در آن‌ها فیلمی به نمایش درمی‌آید، ویدئوهایی که در صفحات اصلی وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌ها تعبیه می‌شود، انواعی از بازاریابی ایمیلی هستند.

Video Marketing

مزایای ویدئو مارکتینگ

۱- افزایش نرخ تبدیل

تاکنون تحقیقات متعددی به رابطه‌ی مثبت ویدئو و افزایش نرخ تبدیل اشاره‌ کرده‌اند. یک ویدیوی قانع‌کننده، کاملاً رفتار مشتریان بالقوه را تحت تأثیر قرار می‌دهد و حتی یک بازدیدکننده‌ی ساده را به یک لید (مخاطب بالقوه) تبدیل می‌کند. اگر تیم بازاریابی بتواند ازطریق یک فیلم تأثیرگذار، احساسات و هیجانات درستی را در بینندگان به وجود آورد، به ابزار بازاریابی قدرتمندی دست‌ یافته است. از طرف دیگر ویدئو می‌تواند نکات آموزشی محصول و گواهینامه‌های مرتبط را بهتر به تصویر بکشد، که به‌نوبه‌ی خود نرخ تبدیل را با شتاب فزاینده‌ای بالا می‌برد.

۲- ویدئو تأثیر فوق‌العاده‌ای روی کمپین‌های ایمیل مارکتینگ دارد

حجم بالای ایمیل‌های اسپم، بازاریابی ایمیلی را با چالشی جدی مواجه کرده است و برندها به‌سختی تلاش می‌کنند فهرست مخاطبان را به باز کردن ایمیل‌های خود تشویق کنند. طبق آمار، اگر از واژه‌ی «ویدئو» در عنوان ایمیل‌های شرکت استفاده کنید، احتمال باز شدن ایمیل‌های شما به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. شاید عجیب به نظر برسد ولی ایمیل‌هایی که حاوی ویدئو هستند، بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصد بیشتر از سایر ایمیل‌ها باز می‌شوند. در اغلب موارد، ‌نمی‌توانیم منکر شویم که تماشای یک ویدئو ساده‌تر از مطالعه‌ی محتوای متنی است؛ مخصوصاً اگر در ویدیوها، روش استفاده از محصول یا نکاتی را نمایش دهید که ازطریق توصیفات متنی، به‌سادگی قابل‌درک نیستند، بازدهی ویدئو را بیشتر می‌کنید.

ویدئوهایی که نحوه‌ی انجام کاری را توضیح می‌دهند، نام برند را در صنعت مربوطه ماندگار می‌کنند

۳- موتورهای جست‌وجو عاشق ویدئو هستند

موتورهای جست‌وجو به‌دنبال محتوایی هستند که تعامل بیشتری با مخاطبان برقرار می‌کند. هیچ‌چیز به‌اندازه‌ی ویدئو، کاربران را به مدت بیشتری در صفحات وب‌سایت نگه نمی‌دارد. همچنین نباید یوتیوب را به‌عنوان دومین موتور جستجوی بزرگ بعد از گوگل، فراموش کنیم. اگر ویدیوهای بازاریابی را علاوه‌بر وب‌سایت، در یوتیوب نیز آپلود کنید، به‌احتمال بیشتری در نتایج موتورهای جست‌وجو دیده می‌شوید. به‌علاوه اگر ویدئو خود را در شبکه‌های اجتماعی نیز پروموت کنید، شانس دیده شدن شما از این سقف نیز بیشتر می‌شود.

۳- افزایش اعتمادسازی و اعتبار برند

ویدئو راهی عالی برای ساخت «شخصیت برند» است و به شما امکان می‌دهد با بینندگان ارتباط برقرار کرده و اعتماد آن‌ها را جلب کنید. ۹۰ درصد از کاربران معتقدند که ویدیوهای محصول، در فرایند‌ی تصمیم‌گیری آن‌ها مفید واقع می‌شوند. هرچه ویدیوهای بیشتری درزمینه‌ی آموزش و اطلاع‌رسانی به مشتریان تولید کنید، پایه‌های اعتماد به برند را تقویت می‌کنید. همان‌طور که می‌دانید، افزایش اعتماد مخاطبان در صنعت بازاریابی معادل است با افزایش فروش.

۴- ویدئو احتمال به اشتراک‌گذاری محتوا را بالا می‌برد

باید این واقعیت را بپذیریم که در عصر ویدیوهای ویروسی زندگی می‌کنیم (بازاریابی ویروسی). ۹۲ در صد از مصرف‌کنندگان ویدیوهای موبایل، فیلم‌هایی را که می‌بینند، با دیگران به اشتراک می‌گذارند. پس شما فرصت خوبی در اختیاردارید تا با ویدیوهای جالب و سرگرم‌کننده، همه‌چیز را در مورد شرکت خود نشان دهید.

۵- ویدئو از ROI بالایی برخوردار است

۸۳ درصد از کسب‌وکارها معتقدند که ویدئو، نرخ بازگشت سرمایه‌ی فوق‌العاده‌ای دارد. گرچه ویدئو ساده‌ترین و ارزان‌ترین راه تولید محتوا نیست، ولی در طول زمان ارزش و بازدهی عالی خود را نشان می‌دهد. از طرف دیگر، ابزارهای آنلاین ویرایش ویدئو، دائماً در حال بهبود هستند و استفاده از آن‌ها هرروز مقرون‌به‌صرفه‌تر می‌شود. شما در حال حاضر با گوشی هوشمند خود نیز می‌توانید ویدیوهای زیبایی بسازید.

نکته‌ی مهم: نیازی نیست که حتماً ویدیوی بی‌نقصی بسازید. محتوای سناریو بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد.

Video Marketing

ویدئو مارکتینگ برای چه کسب‌وکارهایی مناسب است؟

پاسخ این سؤال سخت نیست: همه‌ی کسب‌وکارها. صرف‌نظر از اینکه چه محصولی تولید می‌کنید و در چه صنعت یا بازاری در حال رقابت هستید، ویدیوها برای بازاریابی وب‌سایت یا وبلاگ شما ابزاری ضروری به شما می‌روند. اگر تاکنون نتیجه‌ی مثبتی از بازاریابی ویدیویی نگرفته‌اید، احتمالاً روی گزینه‌ی اشتباهی دست گذاشته‌اید. همان‌طور که در ادامه‌ی این مطلب خواهید دید، بازاریابی ویدیویی از جنبه‌های مختلف، به دسته‌های کاملاً متنوعی تقسیم می‌شود.

انواع بازاریابی ویدیویی

پیش از آنکه فیلم‌برداری را شروع کنید، باید نوع ویدیوی موردنظر خود را مشخص کنید. فهرست زیر در مرحله‌ی اول به شما کمک می‌کند تا انتخاب مناسبی داشته باشید:

۱- دمو

ویدیوهای دمو (Demo Videos) نشان می‌دهند که محصول شما چگونه کار می‌کند. در ویدئو دمو، شما بینندگان را در یک تور نرم‌افزاری همراهی می‌کنید و نحوه‌ی استفاده از محصول را توضیح می‌دهید. یا محصول فیزیکی را جعبه گشایی و آزمایش می‌کنید.

۲- ویدیوهای برند

ویدیوهای برند معمولاً به‌عنوان بخشی از یک کمپین تبلیغاتی بزرگ‌تر ساخته می‌شوند و دیدگاه، مأموریت یا محصولات و خدمات سطح بالای شرکت را نمایش می‌دهند. هدف از فیلم‌های برند، ایجاد آگاهی در مورد شرکت و جذب مخاطبان هدف است.

۳- فیلم رویدادها

اگر کسب‌وکار شما میزبان یک کنفرانس، میزگرد، حامی مالی یا هر نوع رویداد دیگری است، می‌توانید مصاحبه‌های جالبی ترتیب دهید و از آن‌ها، یا از سخنرانی‌های باکیفیت تصویربرداری کنید.

۴- مصاحبه با کارشناسان

مصاحبه با کارشناسان داخلی یا رهبران فکری صنعت، یک‌ راه عالی برای اعتمادسازی و نشان دادن اعتبار برند به مخاطبان هدف است. اینفلوئنسرهای صنعت خود را شناسایی کنید و صرف‌نظر از اینکه دیدگاه موردنظر شما را به اشتراک می‌گذارند یا خیر، نظرات و مباحثات آن‌ها را به مخاطبان نشان دهید.

Video Marketing

۵- فیلم‌های آموزشی

ویدیوهای آموزشی می‌توانند نکات جدیدی به مخاطبان شما یاد بدهند، یا برای ارائه‌ی اطلاعات بیشتر در مورد کسب‌وکار و راه‌حل‌های شما ساخته شوند. به‌علاوه تیم‌های فروش و خدمات نیز در زمان کار با مشتریان، از این فیلم‌ها استفاده می‌کنند. به یاد داشته باشید که ویدئوهایی که نحوه‌ی انجام کاری را توضیح می‌دهند، نام برند را در صنعت مربوطه ماندگار می‌کنند.

۶- ویدیوهای توضیحاتی

این ویدیوها باید به مخاطبان نشان دهند که چرا به محصولات یا خدمات شما نیاز دارند. بسیاری از فیلم‌های توضیحی، روی یک سفر تخیلی پرسونای خریدار تمرکز می‌کنند که پی یافتن راه‌حلی برای یک مشکل است. این شخص با خرید محصولات یا خدمات شرکت، مسئله را برطرف می‌کند.

۷- فیلم مطالعات موردی و تصدیق مشتریان

مخاطبان بالقوه، می‌خواهند اطمینان پیدا کنند که محصول شما می‌تواند مشکل آن‌ها را حل کند. یکی از بهترین راه‌های اثبات این موضوع، ساخت ویدیوهای مطالعات موردی است که مشتریان وفادار و خشنود شما را به تصویر می‌کشد. این افراد بهترین پشتیبانان و مدافعان شما هستند. این مشتریان جلوی دوربین، چالش‌های خود را یادآوری می‌کنند و توضیح می‌دهند که شرکت شما چگونه به آن‌ها کمک کرده است.

۸- فیلم‌های زنده

ویدیوهای زنده یا لایو، پشت‌صحنه و چشم‌انداز خاص شرکت را به مخاطبان نشان می‌دهند. فیلم‌های زنده، نرخ و مدت تعاملات را به‌شدت افزایش می‌دهند. مدت‌زمانی‌که کاربران برای تماشای ویدیوهای زنده صرف می‌کنند، ۸.۱ برابر ویدیوهای عادی است. فیلم زنده‌ی مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و رویدادها، مخاطبان را تشویق می‌کند که نظرات خود را ارسال کنند و سؤالات بیشتری بپرسند.

۹- پیام‌های شخصی

ویدئو می‌تواند به راه بسیار خلاقانه‌ای برای ادامه‌ی مکالمه یا پاسخ دادن به افراد (ازطریق ایمیل یا سایر کانال‌ها) تبدیل شود. شما می‌توانید به کمک نرم‌افزارها یا ابزارهای آنلاین، توصیه‌های شخصی‌سازی‌شده را در قالب ویدئو آماده کنید. این فیلم‌ها تجربه‌ای دلپذیر و منحصربه‌فرد به مخاطبان شما ارائه می‌دهند و آن‌ها را به سمت سفر خریدار هدایت می‌کنند.

همه‌ی تصمیم‌هایی که در طول فرایند تولید ویدئو اتخاذ می‌شود، به هدف ویدئو بازمی‌گردد، یعنی اقداماتی که می‌خواهید بینندگان پس از تماشای ویدئو انجام دهند

The Video Creation Process

فرایند تولید ویدئو

قبل از برنامه‌ریزی، ضبط یا ویرایش، باید هدف تولید ویدئو را مشخص کنید. زیرا همه‌ی تصمیم‌هایی که در طول فرایند تولید ویدئو اتخاذ می‌شود، به هدف ویدئو و اقداماتی بازمی‌گردد که می‌خواهید بینندگان پس از تماشای ویدئو انجام دهند. اگر با تیم بازاریابی روی یک هدف واحد به توافق نرسید، در دام فیلم‌برداری و بازنویسی مجدد و ویرایش‌های متعدد گرفتار می‌شوید و زمان زیادی را از دست می‌دهید.

  • مخاطبان هدف چه کسانی هستند؟ پرسونای خریدار موردنظر شما چیست؟ شاید پاسخ این سؤال، پرسونای خریداران معمول شرکت شما باشد.
  • هدف پروژه چیست؟ آیا می‌خواهید میزان آگاهی از برند را افزایش دهید، یا برای یک رویداد بلیت بیشتری بفروشید، یا محصول جدیدی عرضه کنید؟ درنهایت از مخاطبانی که ویدئو را دیده‌اند، چه انتظاری دارید؟
  • ویدئو در کجا به نمایش درمی‌آید؟ در یک شبکه‌ی اجتماعی، یا پشت صفحه‌ی فرود؟ شما باید از آغاز کار، یک مکان هدف را برای این امر تعیین کنید. بعدها می‌توانید ویدئو را در کانال‌های دیگر نیز بازنشر دهید. مکان هدف، جایی است که به‌احتمال بیشتری مخاطبان ویدئو را کشف و مشاهده می‌کنند.
  • زمان مورد انتظار برای تکمیل پروژه: همیشه کار خود را با یک جدول زمانی شروع کنید. ویدیویی که آماده‌سازی آن چند ماه طول می‌کشد، به بودجه و محدوده‌ی خلاقیت متفاوتی نسبت به یک ویدیوی چندروزه نیاز دارد.
  • چقدر بودجه در اختیاردارید؟ تولید ویدئو می‌تواند بسیار پرهزینه باشد، ولی لزوماً این‌طور نیست. بودجه‌ی کار را تنظیم کنید، تحقیقات لازم را انجام دهید و پارامترهای واقع‌بینانه‌ای را مشخص کنید، مخصوصاً پیش از آنکه به سؤال بعدی پاسخ بدهید.
  • الزامات خلاقانه‌ی ویدیوی هدف چیست؟ باتوجه‌به بودجه، مهارت‌ها و منابعی که در اختیاردارید، در مورد موانع خلاقانه‌ی محتمل، فکر کنید. آیا برای گرافیک Lower Third  به یک طراح نیاز دارید؟ آیا قصد دارید یک ویدئو انیمیشن یا یک فیلم زنده بسازید؟

Scripting Your Video

مرحله ۱: اسکریپت یا متن فیلم‌نامه

نباید بیننده را منتظر نگه‌دارید تا در لحظات پایانی به‌منظور ویدئو پی ببرد

اکثر ویدیوهای تجاری به یک اسکریپت نیاز دارند. برای نوشتن فیلم‌نامه، کار را به همان شیوه‌ای آغاز کنید که گویی یک پست وبلاگ را می‌نویسید. به‌این‌ترتیب ابتدا طرح کلی داستان مشخص می‌کنید. سپس نکات کلیدی را فهرست کرده و به‌صورت منطقی مرتب کنید.

نکته ۱: نباید بیننده را منتظر نگه‌دارید تا در لحظات پایانی به‌منظور ویدئو پی ببرد.

نکته ۲: لحن ویدئو باید محاوره‌ای باشد. جملات پیچیده، اصطلاحات تخصصی و عبارات رسمی را به حداقل برسانید.

Understanding Your Camera

مرحله‌ی ۲: شناخت دوربین‌ها

بسیاری از کسب‌وکارها به‌علت عدم اطمینان از تجهیزات خود، تجربیات ویدیویی را کنار می‌گذارند. اما یادگیری فیلم‌برداری لزوماً خسته‌کننده نیست، مخصوصاً که شما به‌احتمال‌زیاد، یک دوربین مناسب به همراه دارید: دوربین موبایل.

پیش از اینکه فیلم‌برداری با دوربین موبایل را شروع کنید، اطمینان حاصل کنید که فضای ذخیره‌سازی کافی دراختیار دارید. در بخش تنظیمات، دریافت اعلان‌های مختلف در طول فیلم‌برداری را غیرفعال کنید. گوشی را به‌صورت افقی تنظیم کنید و به‌اندازه‌ی کافی به سوژه‌ی موردنظر نزدیک شوید. هدف این است که از ویژگی زوم استفاده نکنید، زیرا کیفیت ویدئو کاهش پیدا می‌کند. برای اینکه فیلم‌برداری بهتری داشته باشید، ابتدا انگشت خود را روی سوژه بگذارید تا کلمات AE/AF Lock را مشاهده کنید. در این حالت وقتی دوربین را به حالت تصویربرداری تغییر می‌دهید، دوربین به‌صورت خودکار روی صحنه تطبیق می‌یابد.

همچنین تا حد ممکن از فلش گوشی استفاده نکنید. سعی کنید نور محیط را به شیوه‌ای تنظیم کنید که همه‌چیز طبیعی به نظر برسد.اگر منابع روشنایی شما کم است، روی نورپردازی‌های ارزان‌قیمت سرمایه‌گذاری کنید.

Prosumer cameras

دوربین‌های Prosumer: این دوربین‌ها درواقع پل بین دوربین‌های کامپکت و دوربین‌های پیشرفته‌تر هستند. دوربین‌های Prosumer برای افرادی مناسب‌اند که ویدیوهای بیشتری بسازند، اما درعین‌حال گزینه‌ی ضبط فوری را هم ضروری می‌دانند. اغلب این دوربین‌ها لنز ثابتی دارند که کار با آن‌ها را ساده‌تر می‌کند.

دوربین‌های حرفه‌ای مانند DSLRها: این دوربین‌ها امکان تنظیمات شخصی در سطحی دقیق را فراهم می‌کنند. هنگامی‌که با دوربین حرفه‌ای کار می‌کنید، می‌توانید از لنز متناسب با فاصله‌ی کانونی مطلوب استفاده کنید. دوربین‌های DSLR در اصل برای عکاسی طراحی‌ شده‌اند، بسیار کوچک هستند و با طیف گسترده‌ای از لنزها سازگاری دارند. اگر درنهایت DSLR را انتخاب کنید، قبل از شروع فیلم‌برداری باید با برخی از تنظیمات نظیر نرخ فریم، سرعت شاتر، ISO، دیافراگم و تعادل رنگ آشنا شوید. زمانی‌که در مورد تنظیمات دوربین مطالعه می‌کنید، حتماً دوربین را نزدیک خود داشته باشید زیرا تنظیمات دستی بدون تست کردن، کاملاً انتزاعی است.

In-Office Studio

مرحله‌ی ۳: استودیو

زمانی‌که می‌خواهید استودیو داخلی شرکت را آماده کنید، هزینه‌ها به‌سرعت افزایش می‌یابند. شما خیلی زود متوجه می‌شوید که نه‌تنها به دوربین، بلکه به سه‌پایه یا تریپاد، نور، میکروفن و لوازم دیگری نیاز دارید. عجله نکنید. اگر دانش فنی بیشتری کسب کنید، متوجه می‌شوید که واقعاً نیازی به امکانات پرهزینه ندارید. گزینه‌های مقرون‌به‌صرفه و همچنین ساخت شخصی لوازم جایگزین به شما کمک می‌کند فیلم‌های بسیار باکیفیتی تولید کنید.

تجهیزات پایه‌ای: صرف‌نظر از اینکه با دوربین موبایل فیلم‌برداری می‌کنید یا دوربین حرفه‌ای، همیشه از یک تریپاد استفاده کنید تا تصویربرداری یکنواخت و باثباتی داشته باشید. باتری‌ها و حافظه‌ی SD کارت دوربین را فراموش نکنید. زیرا ضبط تصویر، باعث می‌شود هر دو آیتم سریع‌تر از عکاسی به پایان برسند. هرگز به میکروفون داخلی دوربین اکتفا نکنید. میکروفون داخلی به‌اندازه کافی قدرتمند نیست که بتواند صدای مطلوبی ضبط کند. در عوض شما باید چندین قطعه تجهیزات صوتی باکیفیت را فراهم کنید. یکی دیگر از عناصر ضروری تصویربرداری، نور است. روش سنتی تنظیم نور که به‌ویژه برای مصاحبه‌ها مورداستفاده قرار می‌گیرد، نورپردازی سه‌نقطه‌ای نام دارد. در این روش نور اصلی را در زاویه‌ی ۴۵ درجه نسبت به سوژه تنظیم می‌کنید و نور پرکننده یا Fill Light را نیز با زاویه‌ی ۴۵ درجه مخالف نور اصلی قرار می‌دهید تا از ایجاد سایه جلوگیری کند. نور سوم، نوری است که از بالا و پشت به سوژه می‌تابد و باعث می‌شود او از پس‌زمینه جدا به نظر برسد.

اطمینان حاصل کنید که اتاق فیلم‌برداری، زیاد خالی نیست. در صورت نیاز لوازم دیگری مانند مبل‌ها و صندلی‌های بیشتر و یک کتابخانه را به اتاق استودیو اضافه کنید تا اکو کاهش پیدا کند.

three-point lighting

مرحله‌ی ۴: آماده کردن سوژه

قرار گرفتن جلوی دوربین، همیشه به کمی آمادگی نیاز دارد. بهتر است سناریوی ویدئو را در همان آغاز کار به سوژه‌ی موردنظر تحویل دهید، اما به او بگویید که نیازی نیست همه‌چیز را حفظ کند. در عوض یک لپ‌تاپ را زیرخط چشم دوربین قرار دهید و متن را به پاراگراف‌های واضح تقسیم کنید. هر قسمت را در یک نوبت فیلم‌برداری کنید. در طول تصویربرداری، انتقادات سازنده‌ی خود را به سوژه ارائه دهید اما درعین‌حال هربار او را تشویق کنید و استرس یا فشاری به او وارد نکنید. بهتر است بازخورد را زمانی ارائه دهید که دوربین در حال فیلم‌برداری نیست.

مرحله‌ی ۵: ویرایش و موسیقی

این روزها بسته به سطح مهارت، ‌بودجه و سیستم‌عامل، نرم‌افزارهای مختلفی برای ویرایش ویدئو وجود دارد. این نرم‌افزارها به شما اجازه می‌دهند کلیپ‌های خود را برش بزنید، برای آن‌ها عناوین، موسیقی، جلوه‌های ویژه و فیلتر مناسبی انتخاب کنید و رنگ‌های پایه‌ای را تصحیح کنید. توصیه می‌کنیم خودتان را با ابزارهای پیشرفته سردرگم نکنید. نرم‌افزارهای در دسترس، همه‌ی نیاز شما را برای ویرایش یک ویدیوی بازاریابی برآورده می‌کنند. مرحله‌ی انتخاب موسیقی را نیز دست‌کم نگیرید، زیرا موسیقی مستقیماً احساس و اشتیاق بیننده را تحت تأثیر قرار می‌دهد و تفاوت یک پروژه‌ی آماتور و یک کار حرفه‌ای را مشخص می‌کند.

Analyzing Results

 تجزیه‌وتحلیل نتایج

هنگامی‌که می‌خواهید ویدئو را در بهترین کانال‌ها منتشر کنید، باید عناوین، توصیفات و متاداده‌ی ویدئو را بهینه‌سازی کنید. به‌طورکلی، ویدئو نیز مانند هر محتوای دیگری، مستلزم رعایت کردن قوانین سئو است. به‌علاوه بسته به اینکه ویدئو را صرفاً برای صفحه‌نمایش موبایل آماده می‌کنید یا می‌خواهید آن را در صفحه‌ی فرود وب‌سایت منتشر کنید، به ویرایش و تنظیمات متفاوتی نیاز دارید.

همان‌طور که در توضیحات تجزیه‌وتحلیل کمپین‌های بازاریابی آنلاین گفتیم، در ویدئو مارکتینگ هم باید نتایج محتوای خود را اندازه‌گیری کنید. با استفاده از ابزارهایی مانند Google Analytics متوجه می‌شوید که گوگل وب‌سایت شما را چگونه رتبه‌بندی می‌کند. همچنین می‌توانید تعداد بازدیدهای ویدیوی موردنظر را پیگیری کنید.

اگر یک صفحه فرود خاص برای محتوای ویدئوی ایجاد کرده باشید، به‌راحتی متوجه می‌شوید که این محتوا تا چه اندازه در فعالیت‌های سایت مؤثر است. باتوجه‌به اینکه صفحات فرود حاوی ویدئو، نرخ تعاملات را حدوداً چهار تا هفت برابر افزایش می‌دهند، باید بازدهی قابل‌توجهی را شاهد باشید.

در مرحله‌ی بعد حساب‌های رسانه‌های اجتماعی شرکت را بررسی کنید و ببینید کدام ویدئو، چندین بار به اشتراک گذاشته‌ شده، ریتوییت شده یا در یوتیوب دیده‌ شده است. روند نتایج را در یک ساعت خاص از روز و یک روز از هفته زیر نظر بگیرید. این داده‌ها به شما نشان می‌دهند که چگونه می‌توانید هنگام ارسال و به اشتراک‌گذاری ویدئو، بهتر عمل کنید.

سوابق و داده‌های همه‌ی ویدیوها را نگه‌داری کنید. در طول زمان با مقایسه‌ی این پرونده‌ها متوجه می‌شوید که کدام نوع ویدئو، بازخورد بهتری از مخاطبان هدف شما دریافت می‌کند و بازدهی بیشتری برای برند دارد.

منبع

چرا تولید محتوای متنی همیشه اهمیت دارد؟

محتوای متنی هنوز هم به‌عنوان یکی از روش‌های مهم بازاریابی محتوا در نظر گرفته می‌شود و برخلاف پیش‌بینی‌ها، محبوبیت آن کاهش پیدا نکرده است.

بازاریابی محتوا حدود ۱۰ سال پیش به‌عنوان یکی از روش‌های بازاریابی معرفی شد و آن زمان، تعداد کمی از بازاریابان، مفهوم و ظرفیت این روش جدید بازاریابی را درک کردند. اینکه یک کسب‌وکار بتواند در اولین برخورد آنلاین خود با مشتری، تأثیر خوبی روی او بگذارد، بهترین سرمایه‌گذاری آن‌ها در بخش بازاریابی محسوب می‌شود.

بااین‌حال عده‌ای پیش‌بینی کرده بودند که بازاریابی محتوا و محتوای متنی با مرور زمان محبوبیت خود را از دست خواهد داد و برای بهبود سئو سایت و روش‌های جدیدتر بازاریابی مانند اینفلوئنسر مارکتینگ و محتوای ویدئویی جای آن را خواهند گرفت؛ که البته اشتباه فکر می‌کردند. نتایج نظرسنجی از بیش از هزاران بازاریاب نشان می‌دهد هرقدر کسب‌وکارها مهارت بیشتری در تولید محتوای متنی پیدا می‌کنند، بازاریابی به این روش نیز تأثیر بیشتری در بهبود کسب‌وکار می‌گذارد. در ادامه، به بررسی بیشتری دلایلی می‌پردازیم که نشان می‌دهند چرا محتوای متنی هنوز هم تأثیرگذار است و باید جدی گرفته شود.

content

۱- حدود ۴۱ درصد بودجه‌ی بازاریابی برای تولید محتوا است

طبق نتیجه‌ی نظرسنجی‌ها، سال گذشته کسب‌وکارها تنها ۲۳ درصد از بودجه‌ی بازاریابی خود را به بازاریابی محتوا اختصاص داده بودند؛ درصورتی‌که در سال جدید، این رقم به ۴۱ درصد افزایش پیدا کرده است. این یعنی تنها طی یک سال، بودجه‌ی اختصاص‌داده‌شده به بازاریابی محتوا حدود ۷۸ درصد افزایش پیدا کرده است. همچنین نتیجه‌ی نظرسنجی از بازاریابان موفق صنعتی (b2b) نیز نشان می‌دهد که این افراد ۴۰ درصد از بودجه‌ی بازاریابی را به تولید محتوا اختصاص داده‌اند.

نکته‌ی جالب این است که حدود دو سوم از شرکت‌کنندگان نظرسنجی پیش‌بینی کرده‌اند سال آینده بودجه‌ی مربوط‌به تولید محتوا را افزایش خواهند داد. حال شاید این سؤال پیش بیاید که منظور از تولید محتوا، چه مدل محتوایی است؟

محتوای متنی باوجود مخالفت‌هایی که با آن می‌شود، هنوز پادشاه است و بین انواع مدل‌های بازاریابی مانند بازاریابی ایمیلی، پست‌های شبکه‌های اجتماعی و محتوای ویدئویی، جایگاه اول را دارد. ۹۸ درصد از بازاریابان در نظرسنجی اعلام کردند که محتوای متنی اولین اولویت آن‌ها است. ۷۲ درصد تولید محتوای ویدئویی را ترجیح می‌دهند و تنها ۲۶ درصد اولویت اول را روی تولید محتوای تعاملی در شبکه‌های اجتماعی گذاشته‌اند.

محتوای متنی و بلاگ‌ها، انتخاب اول ۷۷ درصد بازاریابان در سال جاری هستند و بعد از آن، سئو و بازاریابی ایمیلی با ۴۵ و ۴۲ درصد در جایگاه دوم و سوم قرار دارند، درحالی‌که تنها ۴۰ درصد آن‌ها محتوای ویدئویی را به‌عنوان اولویت اول بازاریابی در سال جاری انتخاب کردند.

content marketing

۲- بازاریابی محتوا به‌طور فزاینده با اهداف تجاری در ارتباط است

نتیجه‌ی تحقیقات اسمارت اینسایتز نشان می‌دهد بازاریابی محتوا به‌عنوان تأثیرگذارترین فعالیت در شرایط فعلی و آینده‌ی کسب‌وکار از سوی بازاریابان انتخاب شده است. اما بازاریابی محتوا با چه هدفی در کسب‌وکارهای مختلف استفاده می‌شود؟

  • ۷۶ درصد از شرکت‌کنندگان در کار در منزل ، آگاهی از برند را به‌عنوان هدف نهایی از تولید محتوا اعلام کردند
  • ۶۱ درصد از شرکت‌کنندگان، تولید لید یا سرنخ را به‌عنوان هدف نهایی از تولید محتوا اعلام کردند
  • ۳۹ درصد از شرکت‌کنندگان، بهبود نتیجه‌ی جست‌وجو در موتورهای جست‌وجو را به‌عنوان هدف نهایی از تولید محتوا اعلام کردند

نتایج به‌دست‌آمده از نظرسنجی شگفت‌انگیز است و همچنین نشان می‌دهد نگرش مدیران نسبت به بازاریابی محتوا تغییر کرده است. پنج سال پیش، بازاریابی محتوا تنها با هدف بهبود پیدا کردن رتبه‌ی سایت در نتیجه‌ی موتور جست‌وجو انجام می‌شد اما امروزه حتی ‌نحوه‌ی اندازه‌گیری نرخ بازگشت سرمایه‌‌ (ROI) بازاریابی محتوا تغییر کرده است:

  • ۸۹ درصد از شرکت‌کنندگان به‌دنبال افزایش ترافیک وب‌سایت بوده‌اند
  • ۶۵ درصد به‌دنبال بهبود رتبه‌ی سئو بوده‌اند
  • ۶۲ درصد به‌دنبال افزایش تعداد مشترکان سایت بوده‌اند

تنها ۵۱ درصد از شرکت‌کنندگان اعلام کردند که به‌دنبال افزایش فروش به‌عنوان نرخ بازگشت سرمایه‌ی محتوا بوده‌اند. این یعنی بازاریابان متوجه شده‌اند که بازاریابی محتوا در طولانی‌مدت جواب می‌دهد.

content

۳- استفاده از جستجوی صوتی در حال افزایش است

استفاده از جستجوی صوتی یا فرمان صوتی در حال افزایش است و اغلب مردم از الکسا یا سیری می‌خواهند آهنگ مورد نظر آن‌ها را پخش کند یا پیش‌بینی وضعیت آب‌وهوا را به آن‌ها نشان دهد. روزبه‌روز به تعداد طرفداران این روش جست‌وجو افزوده می‌شود و بازاریابان باید توجه بیشتری به آن داشته باشند.

درحال‌حاضر، بیش از یک میلیارد جستجوی صوتی در هر ماه ازطریق دستیارهای صوتی انجام می‌شود و همچنین طبق گزارش مایکروسافت، دو سوم کاربران گوشی‌های هوشمند، به‌طور مرتب و روزانه از آن‌ها استفاده می‌کنند. بازاریابان، این روش جستجوی جدید را تا چه اندازه جدی گرفته‌اند؟

سال گذشته، تنها ۱۱ درصد از بازاریابان، جستجوی صوتی را در استراتژی بازاریابی محتوا لحاظ کردند و مابقی بازاریابان هیچ اطلاعی ندارند که چگونه باید این کار را انجام دهند:

  • ۶۲ درصد از بازاریابان معتقدند هنوز نمی‌توان در مورد مزایای سرمایه‌گذاری روی جستجوی صوتی‌ نظر قطعی داد
  • ۴۲ درصد از آن‌ها نیز گفتند که در سال جدید، جستجوی صوتی را به روش‌های بازاریابی خود اضافه خواهند کرد

پیش‌بینی می‌شود سال آینده، میزان ۵۰ درصد از جستجوها به‌صورت صوتی انجام شوند؛ این یعنی بهینه‌سازی محتوا و افزودن کلمه‌های کلیدی صوتی به متن، اهمیت زیادی پیدا خواهد کرد.

محتوای متنی هنوز هم پادشاه است و میتواند شما به صفحه اول گوگل برساند

یکی دیگر از دلایل محبوبیت محتوای متنی، به روان‌شناسی انسان‌ها مربوط می‌شود. محتوای متنی نه‌تنها ساده‌ترین روش تولید محتوا از نظر زمان و هزینه برای کسب‌وکارها است، بلکه همه‌ی ما در مدرسه یاد گرفته‌ایم که اطلاعات را با خواندن کسب کنیم و اینترنت نقش پررنگی در این زمینه داشته است.

تحقیقات همچنین نشان داده است که نسل جدید نسبت به نسل پیش از خود، علاقه‌ی بیشتری به خواندن کتابدارد و خواندن اخبار جدید را به تماشای آن ترجیح می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت محتوای متنی هنوز هم طرفداران زیادی دارد و بازاریابان نباید این حقیقت را نادیده بگیرند

منبع

برترین اپلیکیشن‌های مدیریت دارایی و قیمت ارز دیجیتال

با افزایش تمایل کاربران دنیای فناوری به ارزهای دیجیتال، انواع اپلیکیشن‌ها و سرویس‌ها برای مدیریت و کسب اطلاعات قیمت این دارایی‌ها عرضه شده‌اند.

اپلیکیشن‌های بسیاری برای مدیریت و اطلاع‌رسانی درباره‌ی انواع رمزارز وجود دارد. قابلیت‌ها، نقات قوت و امکانات آن‌ها نیز تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. در میان آن‌ها، انواع سرویس‌ها از بررسی نرخ کارمزد، خرید‌وفروش ارزهای دیجیتال، ردگیری قیمت و وضعیت پورتفولیوی شخصی و سرویس‌هایی برای دریافت آخرین اخبار پیرامون این دارایی‌های دیجیتال دیده می‌شود. برخی اپلیکیشن‌ها، همه‌ی سرویس‌های بالا را به کاربران ارائه می‌دهند و برخی دیگر تنها در یک یا دو بخش تخصص دارند.

بازار رمزارزها هیج محدودیتی نداشته و به‌صورت ۲۴ ساعته در سرتاسر جهان جریان دارد. به‌همین‌دلیل سرمایه‌گذاری در این بازار و خرید و فروش حرفه‌ای نیاز به دانش، داده و تبدیل اطلاعات دریافت‌شده به تصمیم‌های صحیح دارد. در ادامه‌ی این مطلب زومیت، برخی از برترین اپلیکیشن‌‌ها را معرفی می‌کنیم که در کسب اطلاعات و تصمیم‌گیری صحیح در بازار ارز دیجیتال، مفید خواهند بود.

۱۵- Cryptonaut

پلتفرم: iOS و اندروید

این اپلیکیشن، تجربه‌‌ی کاربری عالی را برای همه‌ی انواع کاربران دنیای رمزارز ارائه می‌کند. کاربرانی که تنها به نگه داشتن رمزارز اکتفا می‌کنند و آن‌هایی که به‌صورت فعالانه در بازار فعالیت دارند، همه می‌توانند از امکانات کریپتونات استفاده کنند. پس از برخورد اولیه با رابط کاربری زیبا و حرفه‌ای، سرویسی دقیق را می‌بینیم که نوسانات قیمت را با سرعت بالایی به کاربر ارائه می‌کند.

Cryptonaut

هماهنگ‌سازی قیمت در اپلیکیشن کریپتونات به‌صورت زنده و از منابع متعدد انجام می‌شود. به‌علاوه می‌توان هشدارهای شخصی‌سازی‌شده برای موقعیت‌های گوناگون قیمت ارز دیجیتال در آن مشخص کرد که به تصمیم‌گیری سریع و صحیح برای خرید یا فروش کمک می‌کنند. کریپتونات از ارزهای سنتی متعدد و همچنین زبان‌های گوناگون پشتیبانی می‌کند. به‌علاوه تمامی رمزارزهای موجود در این اپلیکیشن قابل ردگیری هستند.

۱۴- Coindex

پلتفرم: iOS

کوین‌دکس ساختاری ساده با قابلیت‌هایی بسیار دارد که اطلاعات مورد نیاز کاربر را از بازارهای گوناگون رمزارز در اختیار او قرار می‌دهد. گستره‌ی عظیمی از رمزارزها در این سرویس پشتیبانی می‌شوند که به کاربر امکان می‌دهد تا پورتفولیوهای متعددی را مدیریت کند. این اپلیکیشن به‌روزرسانی زنده را به کاربر ارائه می‌کند و اطلاعات را در ساده‌ترین شکل به او نمایش می‌دهد.

Coindex

اپلیکیشن کوین‌دکس به‌عنوان یکی از برترین سرویس‌ها برای اطلاع‌رسانی در حوزه‌ی رمزارز شناخته می‌شود. در بخش اطلاع‌رسانی، جدیدترین اخبار از ICOهای پیش رو نیز نمایش داده می‌شود. عرضه‌ی اولیه‌ی سکه با وجود تمامی انتقادها و چالش‌ها، هنوز به‌عنوان رویدادی حیاتی در بخش سرمایه‌گذاری رمزارز، جایگاه مهمی دارد. به‌همین دلیل اطلاع داشتن از جدیدترین ICOها برای فعالان حرفه‌ای بازار، حیاتی محسوب می‌شود.

۱۳- Bitmap

پلتفرم: اندروید

بیت‌مپ امکانات جذاب سرویس‌هایی همچون یلپ را با اکوسیستم رمزارز ترکیب کرده است. کاربران در این اپلیکیشن علاوه‌بر اطلاع از تغییرات ارزهای خود، می‌توانند محل‌های مناسب برای خرج کردن آن‌ها را نیز روی نقشه پیدا کنند. بیت‌مپ فهرستی زنده و به‌روز از فروشگاه‌های فیزیکی و مراکز پذیرنده‌ی بیت‌کوین به‌عنوان پرداخت دارد.

Bitmapp

کاربران علاوه‌بر اطلاع از مراکز پذیرنده‌ی رمزارز، می‌توانند ازطریق خود اپلیکیشن فرایند پرداخت را انجام دهند. به‌همین‌دلیل بیت‌مپ را می‌توان یکی از بهترین سرویس‌ها در بحث پرداخت با رمزارز دانست. درنهایت اطلاع داشتن از شیوه و مکان‌هایی که بتوان ارز دیجیتال را به دنیای واقعی وصل کرد، اهمیت بالایی هم در افزایش به‌کارگیری این دارایی‌های مدرن دارد.

۱۲- CryptoLadder

پلتفرم: iOS و اندروید

کریپتولدر قابلیتی شبیه به فید خبری دارد. کاربران علاوه‌بر ردگیری قیمت ارزهای دیجیتال خود، می‌توانند اطلاعات زنده از آن‌ها را نیز در این اپلیکیشن دریافت کنند. یک فید زنده از ارزهای متعدد در کریپتولدر ارائه می‌شود که رتبه‌بندی آن‌ها طبق فاکتورهای گوناگون را نشان می‌دهد. در بالای این فهرست، بنری برای نشان دادن ارزش کلی بازار جهانی قرار دارد.

CryptoLadder

در فهرست اپلیکیشن کریپتولدر، رمزارزهای گوناگون به محض کاهش و افزایش قیمت یا سهم بازار، بالا و پایین می‌روند. به‌علاوه ابزاری برای جست‌وجو در میان رمزارزها در این اپلکیشن قرار دارد که به کاربر امکان فیلتر کردن گزینه‌ها را می‌دهد.

۱۱- CoinCap

پلتفرم: iOS و اندروید

قابلیت اصلی کوین‌کپ بخشی به‌نام Altfolio است که کاربران می‌توانند پورتفولیوهای متعدد با ارزهای گوناگون را در آن ایجاد کنند. اپلیکیشن کوین‌کپ تعداد زیادی از ارزهای رایج را پشتیبانی می‌کند. کاربران در پورتفولیوی خود می‌توانند نسبت ارزها به یکدیگر و کاهش و افزایش ارزش آن‌ها را مشاهده و ردگیری کنند.

CoinCap

تمرکز اصلی کوین‌کپ روی کاربرانی است که بیشر به نگه داشتن دارایی‌ها تمایل دارند و به‌نام Hodler شناخته می‌شوند. این سرویس با ارائه‌ی قیمت‌های زنده، بهترین ابزار برای آن‌ها محسوب می‌شود. علاوه‌بر نمایش قیمت، قابلیت تنظیم هشدار نیز در کوین‌کپ وجود دارد که می‌توان با تنظیمات شخصی متعدد، برای هر پورتفولیو و رمزارز، هشدار تنظیم کرد. اضافه و کم کردن دارایی‌های دیجیتال به‌سرعت و راحتی در اپلیکیشن انجام می‌شود و کاربر همچنین می‌تواند با اتصال به صرافی کوین‌کپ یعنی ShapeShift، عملیات خرید و فروش را نیز انجام دهد.

۱۰- CoinTelegraph

پلتفرم: iOS و اندروید

برای موفقیت در سرمایه‌گذاری و تجارت رمزارز، علاوه‌بر اطلاع از نوسانات قیمت و ارزش بازار، باید درباره‌ی ارتباط این پدیده‌های جدید با دنیای اطراف هم اطلاعات داشته باشید. درواقع چنین اطلاعاتی به تحلیل‌های فاندامنتال برای تخمین قیمت رمزارز منجر می‌شوند که اهمیت بالایی در میان فعالان بازار دارند. کوین‌تلگراف در این بخش قدرت خود را نشان می‌دهد. سرویس مذکور، علاوه‌بر اطلاعات پیرامون به‌کارگیری و ارتباط ارزهای دیجیتال با دنیای واقعی، اخبار مهم مالی و اقتصادی را در اختیار کاربران قرار می‌دهد.

CoinTelegraph

اخبار گوناگون از عرضه‌ی عمومی سکه گرفته تا قانون‌گذاری‌ها پیرامون بیت‌کوین و دیگر دارایی‌های دیجیتال، همگی در کوین‌تلگراف قابل دسترسی هستند. درنهایت کوین‌تلگراف را می‌توان ابزاری عالی برای دریافت اخبار به‌روز پیرامون‌ رمزارز دانست که به سرویس خبری بزرگی متصل شده است.

۹- Bitcoin Price IQ

پلتفرم: اندروید

Bitcoin Price IQ

این اپلیکیشن در ارائه‌ی اطلاعات کاربردی نقطه‌ی قوت قابل‌توجهی دارد. بیت‌کوین پرایس آی‌کیو به‌سرعت به یکی از پرطرفدارترین اپلیکیشن‌های مرتبط با بیت کوین درگوگل پلی تبدیل شد. سرویس مذکور، نرخ زنده‌ی صرافی را برای رمزارز مادر و ۱۶۵ ارز سنتی سرتاسر جهان ارائه می‌کند و درنتیجه یکی از بهترین ابزارها برای خرید و فروش و ردگیری جهانی قیمت‌ها محسوب می‌شود. کاربرانی که به‌دنبال ارزش بیت‌کوین در مناطق مختلف جهان هستند، می‌توانند از بیت‌کوین پرایس آی‌کیو استفاده‌ کرده و همچنین هشدارهایی نیز برای کاهش و افزایش قیمت تنظیم کنند.

۸- Coinvision

پلتفرم: وب

شاید نتوان کوین‌ویژن را یک اپلیکیشن نامید، اما به‌هرحال سرویس مذکور یکی از بهترین پلتفرم‌ها برای کسب اطلاعات پیرامون رمزارزها محسوب می‌شود. کوین‌ویژن گروهی از محققان را با امکانات هوش مصنوعی حرفه‌ای ترکیب می‌کند. الگوریتم هوش مصنوعی کوین‌ویژن به‌صورت یک چت‌بات با کاربر ارتبط برقرار کرده که علاوه‌بر اطلاع‌رسانی و ارائه‌ی قیمت، پیش‌بینی‌های را نیز نسبت به آینده‌ی بازار ارائه می‌کند.

Coinvision

کاربران تازه‌کار با استفاده از پلتفرم کوین‌ویژن، به‌سرعت با مفاهیم اکوسیستم رمزارز آشنا می‌شوند و می‌توانند دارایی‌های معتبر را شناسایی کنند. هوش مصنوعی کوین‌ویژن کاربرد مناسبی دارد و حتی فعالان حرفه‌ای بازار نیز برخی اوقات از مشورت‌های آن استفاده می‌کنند.

۷- CryptoTrader

پلتفرم: iOS و اندروید

کریپتوتریدر مانند بسیاری از اپلیکیشن‌های دیگر با ارائه‌ی ردگیری زنده‌ی اخبار بازار رمزارزها و هشدارهای شخصی‌سازی‌شده، تصمیم‌گیری صحیح را به کاربر ارائه می‌کند. نقطه‌ی قوت این اپلیکشن در نمایش داده‌ها مشخص می‌شود. افرادی که به‌دنبال کسب اطلاعات ازطریق نمودارها و جداول هستند، به‌راحتی با کریپتوتریدر کارهای خود را انجام می‌دهند.

CryptoTrader

پشتیبانی از بیش از ۱۵۰۰ رمزارز و فاکتورهای تحلیل تکنیکی همچون EMA و MACD، کریپتوتریدر را به ابزاری مناسب برای فعالان بازار رمزارز تبدیل می‌کند. به‌علاوه، سرویس مذکور درکنار ارائه‌ی قیمت‌ها از صرافی‌های امن متعددی همچون پولونیک، بایننس و کوین‌بیس پشتیبانی می‌کند.

۶- Bitcoin Checker

پلتفرم: iOS و اندروید

اگر از کاربران علاقه‌مند به پیگیری اخبار و قیمت بیت‌کوین باشید، بیت‌کوین چکر گزینه‌ی مناسبی برای شما خواهد بود. این اپلیکیشن به‌عنوان منبعی آموزشی عمل می‌کند که اطلاعات مورد نیاز کاربران را پیرامون دنیای رمزارزها ارائه می‌دهد. کریپتوچکر با تمرکز بر سادگی عمل می‌کند و ذهن کاربران را با داده‌ها و نمودارهای متعدد مشغول نمی‌کند.

Bitcoin Checker

کریپتوچکر از بیش از ۸۰ صرافی مشهور و تقریبا تمامی آلت‌کوین‌های بازار پشتیبانی می‌کند. شیوه‌ی اطلاع‌رسانی در این اپلیکیشن به‌خوبی طراحی شده است تا داده‌ها با نظم بالایی به دست مخاطب برسند.

۵- Coinbase

پلتفرم: iOS و اندروید

اگر از فعالان جدی بازار رمزارزها باشید، حتما از بالای فهرست به‌دنبال نام کوین‌بیس بوده‌اید. کوین‌بیس را می‌توان یکی از بهترین ابزارهای چندمنظوره در دنیای رمزارز نامید. طراحی مناسب برای کاربر، امکانات فراوان و اتصال به یکی از معتبرترین صرافی‌های جهان، کوین‌بیس را به انتخاب اول بسیاری از فعالان اکوسیستم تبدیل کرده است.

Coinbase

کوین‌بیس منبعی عالی برای انواع اطلاعات از بازار رمزارزها محسوب می‌شود. این اپلیکیشن یکی از مشهورترین‌ها در حوزه‌ی ارز دیجیتال محسوب می‌شود و کاربران بسیاری دارد. در بخش اطلاع‌رسانی کوین‌بیس را می‌توان انتخابی عالی برای دریافت هشدارهای قیمتی با انعطاف‌پذیری بالا دانست. اطلاعات بازارها به شیوه‌ای مناسب به کاربر ارائه می‌شوند و ثبت‌نام نیز فرایند آن‌چنان پیچیده‌ای ندارد.

۴- Crypto Price IQ

پلتفرم: اندروید

با استفاده از کریپتو پرایس آی‌کیو می‌توان اطلاعات کاملی درباره‌ی دنیای رمزارزها کسب کرد. این اپلیکیشن، دو رابط کاربری غنی از اطلاعات را به کاربر ارائه می‌کند. در بخش اول می‌توان پورتفولیوی شخصی را به‌صورت زنده ردگیری کرد. در این اپلیکیشن خبری از هزاران رمزارز موجود نیست و تنها ۴۰۰ سکه‌ی برتر در آن نمایش داده می‌شوند. برای کسب اطلاعات از دارایی‌هایی که در صرافی‌ها و کیف پول‌های متعدد دارید، بخش پروتفولیوی کریپتو پرایس امکاناتی عالی دارد. به‌علاوه تحلیل‌هایی از سرمایه‌گذاری‌ها و بهره‌وری خرید و فروش‌ها نیز در همین بخش به کاربر ارائه می‌شود.

Crypto Price IQ

بخش دوم کریپتو پرایس، اخبار مرتبط با دنیای رمزارزها از منابع گوناگون نمایش داده می‌شود. به‌علاوه منابعی برای کسب اطلاعات پیرامون استخراج رمزارز نیز در این بخش وجود دارند. درنهایت ترکیب دو بخش اصلی اپلیکیشن کریپتو پرایس آی‌کیو، آن را به یکی از بهترین سرویس‌های اطلاع‌رسانی در حوزه‌ی رمزارز تبدیل می‌کند.

۳- ChainHub

پلتفرم: iOS و اندروید

چین‌هاب تمامی امکاناتی را برای راههای پولدار شدن ارائه می‌کند که از یک اپلیکیشن ردگیری کننده‌ی قیمت انتظار دارید. به‌علاوه، بخش اخبار آن قابلیت‌های بی‌شماری دارد که نقطه‌ی قوت اصلی اپلیکیشن محسوب می‌شود. کاربران در چین‌هاب می‌توانند فیدهای گوناگونی از منابع خبری متعدد ایجاد کنند تا تنها اخبار مورد علاقه‌ی آن‌ها نمایش داده شود.

ChainHub

چین‌هاب علاوه‌بر نمایش تیتر اخبار از وبلاگ‌ها و خبرگزاری‌ها، اطلاعات را از بیش از ۱۰۰۰ منبع گوناگون همچونشبکه‌های اجتماعی و پادکست‌ها دریافت و ارائه می‌کند. درنهایت اگر علاقه‌مند به دریافت جدیدترین اخبار و اطلاعات از دنیای رمزارز هستید، چین‌هاب را می‌توان بهترین انتخاب نامید.

۲- Delta

پلتفرم: iOS و اندروید

دلتا را می‌‌توان یکی از حرفه‌ای‌ترین ابزارهای دنیای ارز دیجیتال دانست. یکی از بهترین ابزارها که انواع امکانات مرتبط با بیت‌کوین، دیگر ارزهای دیجیتال و ICO را به کاربران ارائه می‌کند. اپلیکیشن دلتا، کارایی بالا و سریعی دارد و ابزارهای تحلیلی مناسب برای ردگیری دارایی‌های دیجیتال را نیز در اختیار کاربر قرار می‌دهد. کتابخانه‌ای عظیم از ۲ هزار سکه در این سرویس ارائه می‌شود که مدیریت پورتفولیو را در دستگاه‌های متعدد و ۷۰ صرافی سرتاسر جهان برای کاربر امکان‌پذیر می‌کند.

Delta

کاربران اپلیکیشن دلتا می‌توانند حداکثر ۱۰ پورتفولیو از دارایی‌های دیجیتال خود ایجاد کرده و برای هر کدام استراتژی یا مالک جداگانه تعریف کنند. برای هر سکه نیز به‌صورت جداگانه تحلیل‌ها و نمودارهای حرفه‌ای ارائه می‌شود و می‌توان فهرست‌های بازبینی گوناگونی را نیز برای بررسی ایجاد کرد.

۱- Blockfolio

پلتفرم: iOS و اندروید

کاربران حرفه‌ای بازار رمزارز از دیدن بلاک‌فولیو در صدر فهرست برترین اپلیکیشن‌ها شوکه نمی‌شوند. ابزار اطلاع‌رسانی چندکاره‌ای که امکانات مفید همه‌ی ابزارهای ردگیری در آن ترکیب شده‌اند. بلاک‌فولیو در قدم اول یک سرویس مدیریت پورتفولیو است که تمامی ابزارهای بصری و تحلیلی لازم را برای مدیریت حرفه‌ای به کاربر ارائه می‌کند. کاربران می‌توانند در صفحه‌ی اصلی اطلاعات کلی از همه‌ی دارایی‌های خود را مشاهده کنند. در ادامه می‌تواند روند سوددهی یا ضرردهی هر دارایی را نیز به‌صورت جزئی مشاهده کرد.

Blockfolio

بلاک‌فولیو قابلیتی منحصربه‌فرد در اطلاع‌رسانی پیرامون ارزهای دیجیتال دارد. کاربران می‌توانند اطلاعات پیرامون ارزهای مورد نظر خود را مستقیما از تیم‌های توسعه‌دهنده در این سرویس مشاهده کنند. به‌ بیان دیگر اطلاعات از منابع اصلی ارائه می‌شوند و صحت آن‌ها بیش از منابع خبری متفرقه خواهد بود.

اپلیکیشن‌هایی که در این مقاله معرفی شدند، از قدرتمندترین و انعطاف‌پذیرترین ابزارهای موجود هستند. کاربران با استفاده از بخش‌های اطلاعاتی اپلیکیشن‌ها، بهره‌وری سرمایه‌گذاری‌های دیجیتالی خود را افزایش دهند. سرویس‌های بالا هر کدام در قابلیت‌های گوناگونی تخصص دارند. البته نیازی نیست که تنها به یکی از آن‌ها بسنده کنید و می‌توانید ترکیبی از چند اپلیکیشن را برای بهره‌وری مورد استفاده قرار دهید. شایان ذکر است برخی از سرویس‌های بالا، قابلیت‌های حرفه‌ای خود را به‌صورت پرداختی ارائه می‌کنند، اما اکثر ابزارهای اصلی رایگان هستند.

منبع

سلام دنیا!

به نگارابلاگ خوش آمدید. این نخستین نوشته‌ی شماست. می‌توانید آن‌ را ویرایش یا پاک کرده، سپس وبلاگ‌نویسی را آغاز کنید!